X
تبلیغات
دیالوگ

دیالوگ

مجموعه مقالات روانشناسی

اختلالات غذایی

 

                                    اختلالات غذایی

 

 

 

 

بخش نخست:

در این بخش از نوشته به  تجزیه و تحلیل اختلالات غذایی ( کم اشتهایی و گرسنگی مفرط) و در مقاله بعدی به روش های درمانی این دو اختلال می پردازیم.

اختلالات غذایی بطور کلی به ۳ دسته تقسیم می شوند:

۱   کم  اشتهایی روانی  (Anorexia nervosa)

۲- گرسنگی مفرط روانی  Bulimia nervosa))

۳-چاقی مفرط (ََAdipositas)

در آیین نامۀ مربوط به معیارهای شناسایی اختلالات روانی( DSM-IV-T ) کم اشتهایی و گرسنگی مفرط بعنوان اختلالات روانیِ غذایی شناخته شده و چاقی مفرط بعنوان اختلالی در رفتار غذایی و یک اختلال بدنی(somatic)  بشمار می آید. هرچند  می توان چاقی مفرط را نیز  نتییجه اختلالات رفتار غذایی و روانی دانست.

 این اختلالا ت بعلت وجود کالری زیاد و یا کمبود کالری در بدن  ایجاد   می گردند.

دسته های اول و دوم  بعنوان اختلالات روانی غذایی در جوامع امروزی شناخته شده اند.

امروزه متاسفانه اغلب مردم لاغری و خوش اندامی را با سلامتی یکی  می دانند. بسیاری از ورزشکاران (کشتی گیران، سوارکاران، اسکی بازان و . . .)، هنر يیشگان، مانکن های مدل های لباس که باید توجه ویژه ای به وزن خود داشته باشند به اختلالات روانی غذایی، بویژه کم غذایی مبتلا می گردند.

اختلالات غذایی که در  زنان ۹۰ درصد و در مردان ۱۰ درصد می باشد اغلب  در سن بلوغ آغاز می گردند [۱].

علت اصلی بروز این اختلالات نارضایتی از اندام و آرزوی لاغرشدن و بعبارت دیگر ترس از چاق شدن می باشد. رژیم غذایی متوالی(دایِت (Diet و تمرکز بیش از حد روی چگونگی وضعیت اندام  و وزن  بدن، موجب بروز اختلالات  روانی  و روان تنی و نهایتا بستری شدن فرد در کلینیک می گردند که درصورت معالجه نشدن، در شرایط بسیار حاد حتی موجب مرگ شخص نیز   می گردد. ( این مسئله بویژه در مورد کم اشتهایی صدق می کند).

 

۱.  کم اشتهایی روانی (Anorexia nervosa  ):  

نسبت دادن عنوان کم اشتهایی به این اختلال نادرست می باشد زیرا این افراد در واقع میل شدیدی به غذا خوردن دارند.

ویژگی های کم اشتهایی روانی:

۱-  بیماران  مبتلا به کم اشتهایی روانی وزن بسیار کمی  دارند ( این اختلال موجب می گردد تا این بیماران دارای وزنی بشوند که کمتر از ۸۵ درصد وزن نرمال مورد نظر در جدول استاندارد ثبت  شده، می باشد. بعبارت دیگر، آنان بیشتر از ١۵ درصد از وزن نرمال مورد نظر را از دست می دهند) و این  وضعیت بدلیل کمبود انرژی در بدن آنان می تواند حتی به مرگ ایشان ختم شود. کاهش وزن این افراد به  این دلیل است که آنان از خوردن انواع دسر و شیرینی  خودداری  می کنند و  مواد غذای خود را به پروتئین و مواد کم کالری محدود می سازند. بدین ترتیب تغذیه این افراد بتدریج  یک جانبه می گردد و ایشان  با گرفتن روز ه های متوالی ( کم کردن تعداد وعده های غذایی، مثلا تا یکبار در روز) و با انجام فعالیت های زیاد بدنی به کم کردن وزن خود می پردازند  بعضی از ایشان حتی از مادۀ اسهال آورکمک گرفته[۲] و یا خود را به استفراغ کردن وا می دارند ( از طریق خوردن بیش از حد غذا در یک وعده و سپس وارد کردن انگشت در حلق).

۲- این بیماران اختلال در دریافت و شناخت واقعی از وزن و فرم اندام خود دارند. این افراد با آنکه بیش از حد لاغر هستند حس می کنند که اندامشان بویژه در نواحی شکم، پهلوها، ران ها و باسن بیش از حد چاق و نا متناسب هستند.

۳-داشتن ترس از چاق شدن که موجب تصمیم آنان برای کاهش دادن وزن می گردد.

۴-در خانمها عادت ماهانه تا مدتی بیش از ۳ ماه قطع می گردد.

از ویژگی های دیگر این افراد می توان به  ارتباط قوی میان وزن و اندام آنان با احترام به خود (self-esteem) و ارزشی که ایشان برای خود قائل هستند اشاره نمود . این بیماران با صرف وقت و انرژی بسیار زیاد غذای خود را وسواس گونه تهیه کرده، بر سفره می چینند و می خورند. آنان همیشه به مطالعه کتاب ها و موضوعات مربوط به تغذیه می پردازند و ساعتها مقابل آینه ایستاده و با آنکه بیش از حد لاغرند به اندام خود به دیدۀ انتقاد می نگرند.

کم اشتهایی روانی خود به ۲ نوع تقسیم می شود:   

 

۱. نوع محدود سازنده (Restrictive Type):  دراین نوع از کم اشتهایی کاهش وزن بیمار به علت محدود ساختن شدید تغذیه می باشد که در جریان آن فرد بطور منظم دچار حمله غذایی  نمی شود و رفتارهای نوع مسهلی (Purging) را نیز در خود ندارد (استفراغ برای خود بوجود آوردن و یا سوء استفاده از مواد اسهال آور). 

 

                                               :Binge-Eating/Purging-Type  همراه  با حمله غذایی نوع مسهلی  .۲

در این نوع فرد بطور منظم  حمله غذایی دارد و بعد از خوردن با ایجاد استفراغ و یا با سوء استفاده از مواد مسهل آب بدن خود را از دست می دهد. اختلالات این گروه شباهت زیادی به اختلالات بلومی دارند و در آنها نیز مانند بلومی گرایش به خودکشی ، اختلالات شخصیتی، رفتارهای عصبی، احتمال اعتیاد به مواد مخدر و الکل،  بیشتر از گروه نوع اول یعنی گروه محدود سازنده می باشد.

لازم است که تذکر دهم که افرادی که به  کم اشتهایی روانی تمایل دارند، به گرسنگی مفرط نیز گرایش داشته و در حالت برعکس آن، افرادی نیز که مبتلا به گرسنگی مفرط هستند به کم اشتهایی گرایش دارند.[۳]

میزان کم اشتهایی  نزد زنان ۹۰ تا ۹۵ درصد می باشد و این اختلال در هر سنی می تواند بروز نماید  اما  ابتلا به این بیماری نزد ایشان اغلب در ۱۴ تا ۱۹ سالگی روی می دهد.

 

۲. گرسنگی مفرط روانی (  Bulimia nervosa):

مشخصات:

۱. حمله غذایی  بین ۲ تا ۴۰ بار در هفته صورت می گیرد ، مقدارهر وعدۀ غذایی زیاد، کالری آن بالا ( بیش از ٣۰۰۰ کالری) و غذا نجویده خورده می شود،  ارزش طعم غذا برای این افراد کاهش یافته و ایشان پس از حمله غذایی معمولا خود را مجبور به استفراغ کرده و یا از مادۀ اسهال آور سوء استفاده می کنند.

۲-فعالیت  این افراد بیش از حد می باشد و مدت های طولانی از غذا خوردن خودداری می کنند

۳-  چگونگی اندام و وزن  در داشتن حس احترام به خود در آنان نقش بسزایی دارد.

۴-اقدامات بسیاری برای کاهش وزن خود می کنند.

۵-۹۰تا ۹۵ درصد بیماران در سنین ۱۵ تا ۲۸ هستند.

۶-وزن این افراد معمولا طبیعی است و می تواند کمتر و یا بیشتر از حد طبیعی نیز باشد.

۷- به هنگام استفراغ (بعد از حمله غذایی) احساس ناخوشایند روان تنی کاهش می یابد، و لی سپس احساس گناه، افسردگی، نفرت وترس  جایگزین آن می  گردد. [۴]

۸- فرد به هنگام حمله غذایی کنترل خود را بر رفتار غذایی اش از دست می دهد (کنترل  دست کشیدن از غذا) معمولا خود را وادار به استفراغ  می نماید و تقریبا نصف کالری غذایش را جذب می کند و به همین دلیل دوباره احساس گرسنگی کرده و غذا می خورد

و این دور باطل  یعنی بیشتر غذا خوردن و بیشتر استفراغ کردن  که موجب تکرار شدن  احساس کنترل کمتر بر تغذیه می گردد احساسات منفی روانی را در شخص بیشتر می نماید.

 

 درگرسنگی مفرط روانی  وقتی افراد وزن خود را کم می کنند اغلب مورد تشویق خانواده خود قرار می گیرند.

افراد مبتلا به گرسنگی مفرط روانی  نیز  به ۲  نوع تقسیم می شوند:

۱- نوع مسهلی (Purging-Type) که در آن فرد بطور مرتب استفراغ نموده و از مواد اسهال آور سوء استفاده می کند.

۲- نوع غیر مسهلی (No-Purging-Type ) که فرد مدت طولانی از خوردن غذا خودداری می کند، فعالیت بیش از حد بدنی دارد، بطور مرتب استفراغ نمی کند و از مادۀ اسهال آور سوء استفاده  نمی کند.

شباهت های کم اشتهایی روانی و گرسنگی مفرط روانی  بطور خلاصه شده عبارتند از :

گرفتن رژیم غذایی، ترس از چاقی، کوشش برای لاغری، مربوط کردن حس احترام به خود  با وزن و اندام خود، ظاهر شدن افسردگی،

 

تفاوتهای کم اشتهایی روانی و گرسنگی مفرط روانی:

 

     گرسنگی مفرط روانی                                                            کم اشتهایی روانی

 در اغلب افراد وزن طبیعی و یا کمی بیشتر یا کمتر از حد طبیعی است

وزن بسیار کم است

داشتن گرایش قوی به رفتارهای ضد اجتماعی مانند اعتیاد به مواد مخدر یا الکل ، دزدی

گرایش کمتر به رفتار ضد اجتماعی

قطع شدن یا غیر منظم شدن عادت ماهانه  در خانم ها

حداقل قطع عادت ماهانه به مدت سه ماه

از لحاظ جنسی فعال تر

از لحاظ جنسی فعالیت کمتر

خانمها شکل سنتی زندگی را بیشتر قبول دارند

خانمها شکل سنتی زندگی را کمتر قبول دارند

گرایش به رفتارهای نمایشی  متاثر کننده Dramatik) (    

گرایش به رفتارهای وسواسی

قبل از بیماری درگیری بیشتر با خانواده و و فامیل، پس از آن مطابقت بیشتر با خانواده و فامیل

قبل از اختلال مطابقت با خانواده و پس از ان درگیری با آنان

تقریبا در نبمی از خانمها اختلال در عادت ماهانه دیده نشده است

 عادت ماهانه همگی قطع می شود

شروع اختلال اغلب بین ۱۵تا۲۱سالگی

شروع ختلال اغلب بین۱۴تا۱۸ سالگی

 

افسردگی در افراد مبتلا به گرسنگی مفرط روانی کمتر دیده شده است و ایشان کمتر احساس خود را کنترل می کنند  در حالی که افراد مبتلا به کم اشتهایی روانی  اختلالات روان تنی خود را پنهان می کنند و اغلب توسط خانواده های خود برای درمان مراجعه می کنند. .آنان اگر خودشان نزد افراد متخصص بروند به این علت است که از لحاظ روان تنی احساس گرسنگی دارند نه به این دلیل که وزنشان کم است.

 

  

يی نو شتها:

۱. مطابق  بررسی های انجام شده :

الف: عامل اصلی اختلالات غذایی (گرسنگی مفرط روانی و کم اشتهایی روانی) رژیم غذایی می باشد. (زنان بیشترازمردان برای کم کردن وزن خود  از رژیم غذایی استفاده می کنند. مردان  برای کم کردن وزن خود بیشتر به ورزش و حرکات بدنی روی می آورند).

ب: این آمار ۱۰۰٪ نمی تواند درست باشد زیرا مردان معمولا از ابراز بیماری خود خودداری می کنند و برای درمان نیز دیرتر اقدام می کنند و این ها دقت آمار  را کم می کنند

ت. تشخیص اختلالات غذایی در زنان راحت تر می باشد زیرا وجود این اختلالات موجب ایجاد اختلال در عادت ماهانه آنان می شود ( بویژه در اختلال کم اشتهایی روانی )  

۲. مواد اسهال آور مانند Laxantien, Diuretika, Klistiere و یا مشتقات آن،

۳. کم اشتهایی روانی، گرسنگی مفرط روانی و چاقی مفرط می تو انند در محیطی با هم مشترک باشند.  برخی از افراد کم اشتها یا دارای چاقی  مفرط، حملات غذایی و استفراغ دارند و برخی از افراد مبتلا به گرسنگی مفرط چاق هستند.

البته فقط نیمی از افراد کم اشتها استفراغ می کنند و اغلب افراد مبتلا به گرسنگی مفرط چاق نیستند Carner und Fairbrun1998/Russell 1979))

 لازم به تذکر است که در بعضی مواقع نیز فرد می تواند از یک اختلال به اختلال دیگر مبتلا گردد.

۴.  بدلیل تماس ترشی اسید گوارشی با دندانها به هنگام استفراغ، دندان ها می توانند اسیب ببینند، پتاسیم  بدن فرد کم گردد و اختلالات گوارشی در بدنش ایجاد  شود (در معده، کلیه یا روده ها).

بعلت کم شدن يـتاسیم ،  فرد می تواند به بیماری قلبی دچار شود و فشار خونش بر اثر ضعف يایین بیاید.

 

 

منابع:

Baumann, Urs & Meinrad Perrez: Klinische Psychologie- Psychotherapie, Verlag Hans Huber, Bern 1998

Davison, G & Neale J.: Klinische Psychologie, Verlagsgruppe Beltz, Psychologie Verlags Union, Weinheim 2002

Comer, Ronald J.: Klinische Psychologie, Verlag Spektrum, Heiderberg, 2001

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:7  توسط فرید م.دهکردی  | 

یوگا و تایچی

                                           

 

                                                            

 

 

 

 

 

 

 

یوگا و تایچی:

 

یوگا بمعنی هماهنگی و یکی شدن روح و روان می باشد و دارای شش مکتب است :

۱- کاراما یوگا ۲- بکتی یوگا ۳ - راجایوگا ۴ - جنانا یوگا ۵ - کوندالنی یوگا ۶ - هاتا یوگا (  هاتا نه بمعنی ماه بلکه به معنی خورشید و نیز به معنی کوشش و تلاش است) مکتب هاتا یوگا از لحاظ علمی کاربرد و ارزش بیشتری دارد. در هاتا یوگا کوشش می شود که میان سیستم گرم کننده و سرد کننده بدن  ( ۲)  یعنی در واقع میان  اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک هماهنگی ایجاد شود.                           

 هاتا یوگا از پنج قسمت تشکیل می گردد ١- آسانا (حرکتهای بدنی یوگا) ۲- پرانایاما (تنفس) ٣ - شاواسانا (آرامش عمیق) ۴- مدیتیشن و مثبت  فکرکردن ۵-  تغذیه (در مکتب های گوناگون هاتا یوگا، نظرات گوناگونی  در این زمینه وجود دارد).

 لازم به گفتن است که در بیشترکلاسها همگی پنج قسمت هاتا یوگا انجام نمی شوند، از جمله بخش تغذیه، زیرا این بخش درکلاس های ویژه ای ارائه می گردد که هزینه های آن را بیمه های دولتی بعهده می گیرند..

هاتا یوگا یکی از قدیمترین روش های آرامبخشی می باشد که در آن همزمان به تمرین روح و روان می پردازند. هاتا یوگا در واقع یکی از روش های علمی برای درمان بیماری های  روان تنی می باشد( ٣ ). در روش درمانی یاکوبسن  فرد با تمرینات فیزیولوژیکی آرامش فکری پیدا می کند و در روش              خود هیپنوتیزمی، بدن با تحت تاثیر قرار گرفتن و تمرکز به آرامش دست پیدا می کند.

 با توجه به تحقیقات علمی می توان گفت که هاتا یوگا تأثیر زیادی برای کمک به درمان بیماری هایی مانند درد، استرس، آلرژی، آسم و فراموشی دارد. برای کسا نی که کمر درد خفیف دارند یوگا تا ثیری بیشتر از حتی فیزیوتراپی دارد ( در طول سه ماه، هفته ای یکبار، هر بار ۵ تا ۷ دقیقه، به روش وینی) ( ۴ )

یوگا با انجام سیستماتیک و هر روزه توسط نیروهای متخصص جایگاه خود را از یک روش آرامبخش به روشی درمانی (یوگادرمانی، نظر نگارنده) تبدیل می سازد و با دیگر روش های درمانی از قبیل هنر درمانی، خودهپینوتیزمی (شولتز) و حرکت درمانی، رابظه ای تنگاتنگ دارد.

در اغلب مکتب های هاتا یوگا از جمله معروف ترین آنها یعنی رشی کش ،حرکات بدنی یوگا با تنفس و تمرکز همراه هستند و بعد از هرحرکت بدنی (انقباص عضلانی) یک حرکت (انبساط عضلانی) برای استراحت و آرامش نیز وجود دارد.

 

 تایچی

 

 اصل تایچی به ورزش رزمی باز می گردد. به همین دلیل نیز در برخی از کشورها به آن سایه بوکس هم می گویند. تمرینات مکتب تایچی از حرکات دفاعی و درگیری حیواناتی مانند خرس یا ببرگرفته شده است. هدف از بکارگیری این شیوه که حرکات در آن با تمرکز خاصی انجام می گیرند آن است که بدن فرد ورزیده و سالم بماند. بسیاری از کار آموزان در آغاز قادر به انجام همه حرکات نیستند. اما با تمرینات مکرر و تمرکز بیشتر انجام این حرکات برای ایشان نیز بتدریج هرچه راحت تر می گردد..

تمرینات تایچی  همراه با تنفس انجام می گیرند و این امر موجب تصحیح عمل تنفس در فرد و کاهش استرس در وی می گردد.

بیش از صد حرکت بدنی درتایچی وجوددارد و اغلب تمرینات آن بصورت فردی و بدون هیچگونه وسیله ای انجام می گیرد. اما برخی از تمرینات نیز بصورت دو نفره و یا با چوب  انجام می شوند. اساس این روش برایجاد تعادل و توازن در بدن و در نتیجه در روان استوار است و در این روش در مقابل هر حرکتی یک حرکت متقابل وجود دارد (در مقابل حرکت به بالا، حرکت به پایین / حرکت به جلو، حرکت به عقب).

این روش بعنوان کمک و حمایت در درمان بیماری های روان تنی و به عنوان سیستمی برای پیشگیری از آنها بکار برده می شود و تمرینات آن  همراه با مدیتیشن روش بسیار خوبی برای کاهش فشار روحی ( استرس)، عصبی بودن و کمبود خواب است. تمرینات تایچی همچنین برای کاهش دردهای عضلانی و کمر درد و نیز برای تقویت عضلات کمر مؤثر است. توصیه می شود که این تمرینات زیر نظر مربیان کار آزمودۀ آن انجام شوند.

 

پی نو شت ها

١ - G. Bindler, Autogenes Training, S. 88

۲ - Vogel, Autogenes Training, S. 22

٣ – Presse Konferenz  B.K.S Iyengar in Berlin, 10. Oktober 1997

۴ - Sherman KJ, Cerkin Dc. Ann Intern Med. 2005; 143: 849-56

فهرست مطالب:

 

 

Eberlein, Gisela: Gesund durch Autogenes Training, Düsseldorf und Wien, 1974

Fromm, Erich: Haben oder Sein. DVA, Stuttgart 1980; dtv - Taschenbuch, München

Hoffmann, Bernt H.: Handbuch des Autogenen Trainings. Deutscher Taschenbuch Verlag, München 

Jacobson, Edmund: Progressive Muskelrelaxation,

Schultz, Johannes Heinrich: Das Autogene Training. Thieme, Stuttgart 1979

Selye, Hans: Stress. Rowohlt Taschenbuch Verlag, Reinbek 19771977.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:41  توسط فرید م.دهکردی  | 

خودهیپنوتییزمی به روش شولتز (J. H. Schultz)یا ( آموزش خود زاد ) Autogenes Training

 

خودهیپنوتییزمی به روش  شولتز (J. H. Schultz)یا ( آموزش خود زاد ) Autogenes Training  : 

 

 پروفسور شولتز متخصص اعصاب و استاد دانشگاه برلین، دریافته بود که بیماری ۷۵ درصد از افرادی که به پزشک مراجعه کرده و پزشکان در آزمایشگاه هیچگونه نشانه ای از بیماری را نزد این بیماران پیدا نمی نمایند و از دریافت دلیل بیماری آنان عاجز می مانند ریشه روان تنی دارد ( ١ ). یعنی اعصاب خودکار این بیماران      ( اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک) بدلیل فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی در وضعیت دائمی استرس ساز قرار گرفته و در نتیجۀ آن بافتها و ارگانهایی از بدن آنان مانند قلب، ریه، معده و دستگاه گوارشی آسیب دیده اند. شولتز برآن شد که روشی ابداع نماید که اعصاب خودکار این افراد را تحت تاثیرقرار داده و درنهایت به حالت استراحت و آرامش (تنظیم شده) برگرداند. او می دانست که سالها پیش از وی دکتر اسکار فوگل(Dr. Oskar Vogel)  در سویس با روش هیپنوتیزم به معالجه بیماران خود می پرداخته و در پایان عمرش سعی نموده است روشی ابداع نماید تا خود افراد بتوانند خود را هیپنیوتیزم کرده و به بهبود و سلامتی خود یاری برسانند. اما نتوانسته بود روشی را با ساختار مشخص ارائه دهد.

 شولتز در سالهای (۱۹۲۶ـ۱۹۳۲) روشی با ساختار علمی پایه گذاری نمود. وی در روش خود از شیوۀ یوگا در مدیتیشین بهره گرفت. شولتز روش خود را Autogenes Training (آموزش خود زاد) نامید  ( آتو(Auto) به زبان آلمانی یعنی بطور خودکار و اتوماتیک و گِنِس برگرفته از پسوند یونانی گنیک (-genic) بمعنی تولید و زاییده شده از، و ترینینگ (Training) به زبان آلمانی و انگلیسی یعنی تمرین و آموزش) ( ۲ ). یکی  از دلایلی که وی روش خود را خود هیپنوتیزمی ننامید آن بود که اولا خیلی افراد از کلمه هیپنوتیزم ترس داشتند و علاوه برآن بسیاری از افراد شارلاتان هیپنوتیزم را بدنام نموده بودند. شولتز روی کلمه تمرین دوبار تأکید می نمود زیرا می دانست کسانی که می خواهند این روش را فرا گیرند اغلب احتیاج به تمرین های زیادی دارند این روش همچنین خود آرامبخشی متمرکز نیز نامیده می شود زیرا حواس شخص را با متمرکزکردن توجه اش به آنچه که در بدن و روانش می گذرند منحرف می سازد.

خود هیپنوتیزمی به روش دکتر شولتز یکی از شیوه های موثر درمانی و پیشگیری برای سلامتی و مراقبت از روان می باشد و افراد ۱۰سال به بالا      می توانند آن  را  انجام دهند. در این روش اشخاص و بیماران یاد می گیرند که چگونه به خواب مصنوعی رفته و سیستم فیزیولوژیکی خود را تحت تاثیر قرار دهند و در نتیجه، استرس، ترس و درد خود را کاهش دهند.

تفاوت آموزش خودزاد با خوابیدن در آن است که فرد درخواب هیچگونه تاثیری برخود ندارد و اطراف خود را بخوبی حس و درک نمی کند و عضلاتش در صورت وجود فشار عصبی می توانند در حالت انقباض قرار داشته باشد. در آموزش خودزاد اما برعکس، فرد درحالتی کاملا متمرکز و آگاهانه بسر        می برد و عضلاتش در حالت رها شده و آزاد قرار دارند.

این شیوه در سه مورد بکار گرفته می شود :

 ۱. برای دورۀ مبتدی که برای کاهش استرس و توانبخشی مجدد در بیمارستان ها، مطب ها و مؤسسات امور روانشناسی ارائه می گردد

۲.  برای دوره متوسط که در آن خواست ها و نیاز بیمار نیز در نظر گرفته می شوند.

٣- برای دوره پیشرفته که در آن فرد یاد می گیرد که چگونه از این شیوه برای درمان بیمارهای روحی و روانی و مشکلات خود کمک بگیرد.

شیوۀ اجرا :

این روش در حالت نشسته به روش درشکه ای معروف است. دکتر شولتز مشاهده کرده بود که وقتی درشکه چی های برلین بر روی درشکۀ خود استراحت می کنند با حالتی متمایل به جلو و در حالیکه سرشان  به پایین خم شده وعضلاتشان رها شده است به خواب می روند. وی این حالت را برای حالت نشستۀ درمان خود انتخاب کرد. فرد برای داشتن این حالت روی یک صندلی بدون دسته می نشیند (کسانی که کمر درد دارند می تواند از صندلی دسته دار استفاده نمایند.) سپس بالاتنۀ خود را کمی به جلو می دهد و آن را در حالتی که احساس ثبات می کند نگه می دارد. سپس  سر خود را کمی پایین آورده و آن را کاملا شل و رها می سازد. کف دست ها را نیز بدون آنکه انگشتان با یکدیگر تماسی داشته باشند روی ران ها قرار می دهد.

در حالت خوابیده دستها کنار بدن، کف دستها رو به پایین و  پاها در حالیکه جهت انگشتان آنها برخلاف یکدیگر و رو به بیرون قرار دارند آزاد و رها گذاشته       می شوند.

این حرکات را در کلینیک ها در گروههای ۱۵- ۱۰نفره و برای کسانی که در مراحل پیشرفته هستند در گروه های ١۰- ۷ نفره انجام می دهند. در کلینیک های درمانی این روش  روزانه و در مطب ها و کلاس های ویژه حداقل یک بار در هفته انجام می گر دد.

این روش از شش مرحله تشکیل می گردد که فرد پس  از گذراندن ۶ شش جلسه همۀ مراحل را بطور کامل فرا می گیرد.

در حالت خوابیده فرد روی زمین درازکشیده و از پاشنه پا تا سرش را روی زمین قرار می دهد. سپس با جملات مثبت شروع به تلقین به خود می کند :

١- من آرام هستم ۵ مرتبه،

۲-  احساس سنگینی : چب دستها با دست چپ و  راست دستها با دست راست خود آغاز می کنند :

دست راستم (دست چپم) سنگین است هر کدام ۵ مرتبه ، دستهایم سنگین است ۵ مرتبه،  دستهایم کاملا سنگین است ٣ مرتبه

پای راستم (پای چپم) سنگین است، هر کدام ۵ مرتبه، پاهایم سنگین است ۵ مرتبه، پاهایم کاملا سنگین است ۳ مرتبه،

بدنم  سنگین است (ازپاها تا گردن) ۳مرتبه

٣ -  احساس گرمی :

دست راستم (دست چپم) گرم است ۵ مرتبه، دستهایم گرم است ۵ مرتبه،  دستهایم کاملا گرم است ۳ مرتبه،

پای راستم (پای چپم) گرم است ۵ مرتبه، پاهایم گرم است ۵ مرتبه، پاهایم کاملا گرم است ٣ مرتبه

بدنم گرم است (ازپاها تا گردن) ۳ مرتبه،

۴- قلب من آرام و منظم می زند ۵ مرتبه،

۵- تنفس من آرام است ۵ مرتبه

۶- شکم من گرم است (از قفسۀ سینه تا ناف، در واقع معده) ۵ مرتبه

۷- پیشانی من خنک است  ۵ مرتبه

۸- فرد به تلقین مورد نظرخودش می پردازد بعنوان مثال : من آرام هستم ۵ مرتبه

نکات مهم :

کسانی که بیماری قلبی دارند یا احساس خوبی در مرحله ۴ ندارند می توانند از این مرحله صرفنظرکرده و از مرحله ۳ به مرحله ۵ بروند.

در گفتن جملات باید دقت کرد بعنوان مثال برخی از مربیان کم تجربه به جای گفتن من قلبم آرام و منظم می زند، جملۀ من قلبم منظم و یواش

می زند را بکار می برند. گفتن کلمه یواش موجب بروز اختلالات قلبی در کار آموزان می گردد و یا بجای آن جملۀ من قلبم منظم و قوی می زند را بکار می برند. گفتن کلمۀ قوی برای بیمارانی که دارای فشار خون کم می باشند البته مؤثر است اما برعکس برای بیماران دارای فشارخون بالا ، خطرناک می باشد زیرا فشار خون آنان را بالا می برد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:25  توسط فرید م.دهکردی  |